هفته ی دیگه رسما میریم دانشگاه تا ترم 7رو اغاز کنیم.
یه غمی داره نمیدونم چرا ولی شاید به خاطر اینه که دانشجو بودن اونم از نوع کارشناسی دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه.
هنوز وسایلم رو به خوابگاه نبردم.
امسال پیش بینی میکنم خیییلی متفاوت تر از سالهای گذشته باشه چون من از درون تغییر اساسی و بزرگی رو انجام دادم و کلا عوض که نه ولی دگرگون شدم.امسال پیشرفت فوق العاده ای رو تجربه خواهم کرد.
امسال میخوام بهترین ارائه دنیا رو بدم.میخوام کنکوری رو پشت سر بذارم که تمام تلاشمو براش کرده باشم.امسال میخوام برم تو دل تمام ترس هام.
سفارش کردم که اتاق پر از گرد و خاکمون رو تمیز کنن.امسال بهترین اتاق خوابگاه برای ماشده و این اتفاق نشون میده قراره امسال با هر سال دیگه ای فرق داشته باشه.
موفقیت داره به سمتم چشمک میزنه.
بیشتر دوستانم 7ترمه تموم میکنند ولی منو دوست های جانم 8ترمه تموم میکنیم.سه روز در هفته کلاس برداشتم.
برام اون لحظه خیلی سخت بود که نمیتونستم کاری رو درست پیش ببرم اما معجزه این بود که به خودم گفتم تو شاید سالها طول کشیده تا بشی اینی که هستی پس توقع نداشته باش امشب ره صد ساله رو طی بکنی تا به مراد دلت برسی. پس برای تو امشب همون یه ریزه قدم اولی رو که برمیداری کافیه ،حتی همین که خودتو متقاعد میکنی که اروم باشی و گریه نکنی این خودش یه قدم بزرگه.صبر داشته باش صبر داشته باش.
ما را در سایت به بهانه ی درگذشت معشوقه ی شهریار دنبال میکنید
برچسب: سال آخر دانشگاه, نویسنده: بازدید: 120