به بهانه ی درگذشت معشوقه ی شهریار

متن مرتبط با «به بهانه ی تو» در سایت به بهانه ی درگذشت معشوقه ی شهریار نوشته شده است

چند روز دیگه تولدم

  • نیلوبلاگ

    سلام.اینهفته که بیاد روز یکشنبه تولدمه.پریروز هم رفتم دانشگاه با زبون روزه تو این گرما.تازه سر کلاس هم دوبار برق رفت.بوفه دانشگاه که پر بود.هر کی هم تو کیفش ناهارشو اورده بود یا ابمعدنی داشت. ماه رمضون تا8روز دیگه تمومه. ...

    ادامه مطلب
  • نکاتی برای زیرنویس فارسی و خواندن زبان انگلیسی

  • نیلوبلاگ

    سلام تابستان قبل برنامه زبانم رو پیش نگرفتم اما این تابستان جدی تر دارم زبان میخونم.چندی قبل با یکی از استادانم که ایشان کاملا به زبان انگلیسی مسلط هستند صحبت کردم.بهم گفت بشین فیلم با زیر نویس فارسی ...

    ادامه مطلب
  • افتخاری

  • نیلوبلاگ

    عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا با هوشیاری غصه ی هرچیز خوریم چون مست شدیم هر چه بادا بادا خدایا مرسی Music>>tohi مخصوص ماشین ...

    ادامه مطلب
  • خصوصی

  • نیلوبلاگ

    بیگمحمد: هیچ وقت عاشق بودهای ستار؟ ستار: عاشق زیاد دیدهام بیگمحمد: راه و طریقش چه جور است عشق؟ ستار: من که نرفتهام برادر بیگمحمد: آنها که رفتهاند چی؟ آنها چی میگویند؟ ستار: آنها که تا به آخر رفتهاند، برنگشتهاند تا چیزی بگویند. #ﻣﺤﻤﻮﺩ_ﺩﻭﻟﺖ_آبادی از کتاب: کلیدر ...

    ادامه مطلب
  • به افتخار خودمون

  • نیلوبلاگ

    عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا با هوشیاری غصه ی هرچیز خوریم چون مست شدیم هر چه بادا بادا خدایا مرسی Music>>tohi ...

    ادامه مطلب
  • نقدی کوتاه از فیلم شهرزاد+دیالوگ

  • نیلوبلاگ

    میگن با خوندن یک کتاب یا دیدن یک فیلم ، یک زندگی رو تجربه میکنیم.انگار که اون اتفاقات و ماجرها همش برای ما اتفاق افتاده باشه.میتونیم بجای تمام شخصیت ها باشیم و ازشون درس بگیریم. در فیلم شهرزاد میشه از تک تک شخصیت هاش درس گرفت. دیالوگ قسمت پنجم(اونجا که قباد باید با شهرزاد ازدواج کنه و فرهاد اخرین ر...

    ادامه مطلب
  • به بهانه ی نوروز96.ادامه بده از اول

  • نیلوبلاگ

    تا رسیدیم به سن بیست ،جون کندنی بود واسه خودش. چقدر طول کشید.هی میگفتیم چرا از این شونزده و هیژده در نمیایم؟! بعد اومدیم دانشگاه. ترم یک یادمه میرفتیم تو آشپزخونه و به ورودی های قبل خودمون میگفتیم :وای خوشبحالتون ترم آخر هستین. یادمه بهم می گفت: یه چشم به هم بزنی تموم میشه.بعد همونجا وایسادم و پلک ه...

    ادامه مطلب
  • یک یادآوری ...

  • نیلوبلاگ

    سلام بلاتکلیف بودن بسیار وضعیت سختی هست.ادم نمیدونه به چی فکر کنه و چه تصمیمی برای ایندش بگیره. این روزها باید درس بخونم چون سال دیگه کنکور ارشد دارم. باید بقول استادمون ادم تو پری باشم. من کسی هستم که باید به اندازه ی خودم انسان بودن رو تجربه کنم.من باید بتونم یروزی مثل یک انسان واقعی xa0زندگی کنم. ...

    ادامه مطلب
  • عاشق شوید

  • نیلوبلاگ

    مطهری بود کی بود که با صدای محکمی میگفت: عاشق شوید عاشق... پ.ن:xa0 اهنگ عاشقم از شهرام شکوهی ...

    ادامه مطلب
  • تک بیت دلم

  • نیلوبلاگ

    بیچاره دلم ، در غم بسیار افتاد... #سعدی...

    ادامه مطلب
  • سخنی از کتاب

  • نیلوبلاگ

    رویش دوباره بعد از زمستانی حزن انگیز چیزی کمتر از معجزه نیست. #من_پیش_از_تو #اثر_جوجو_مویز...

    ادامه مطلب
  • برگی از دفترچه یادداشت

  • نیلوبلاگ

    دفترچه یادداشت امروز برای صبحانه نمیدونم چطور به ذهنم رسید مثل بچه ی ادم شکر رو تو شکر پاش بریزم و بذارم سر سفره و نمیدونم چطور از تو بوفه ی مامانم اون شکر پاش رو انتخاب کردم و نمیدونم چطور شد که با دقت هم سرش رو باز کردم اما از دستم افتاد و شکست. اولش یکم نگاهش کردم ولی میدونستم تو خانوادمون مخصوصا اگر مسافری در راه داشته باشیم اینگونه شکستن ها رو صدقه محسوب میکنیم و میگیم خیر است ان شاالله و زیاد پی اش را نمیگیریم که چرا شکستیش ای نادان و... . به خاطر همین با خیال اسوده و بعد از سرو صبحانه او...

    ادامه مطلب
  • عزیز تر از جانم

  • نیلوبلاگ

    عزیز تر از جانم خودت باش خودِ خودت باش به سبک خودت عاشقی کن نترس عزیزکم نترس تک گل ناز من تو به سبک و اندیشه ی صحیح خودت زندگی کنxa0 نترس از ازدست دادنش اگر رفت بدون تیکه ی تو نبوده خودتو عذاب نده فقط نترس...

    ادامه مطلب
  • به بهانه ی درگذشت معشوقه ی شهریار

  • نیلوبلاگ

    ثریا ابراهیمی (پری) معشوقه معروف استاد شهریار دیروز در آمریکا دارفانی را وداع گفته و بسوی حق شتافت. هوشنگ طیار شاگرد و دوست و همشهری شهریار از عشقی که نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است، سخن گفت. xa0 هوشنگ طیار شاعر و از شاگردان و دوستان شهریار در گفتوگو با فارس گفت: زمانیکه شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو کوچه مروی یک اتاق اجاره میکند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه میشود. صحبتی بین مادران آنها مطرح میشود و یک حالت نامزدی بوجود ...

    ادامه مطلب